يهود شناسی

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

دوستان من



Powered By
mahdiblog.COM

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

تاريخ بيت المقدس در عهد اسلامي مشخصا به سه‏ دوره تقسيم مي‏شود.در طول ششصد سال نخست،بر سرمالكيت اين شهر ميان اسلام و مسيحيت و نيز ميان اميران و گروههاي مختلف مسلمان نزاع بود.تاريخ اين ‏دوره به طور جدي،پس از تسليم بدون خونريزي و كمابيش‏ مسكوت مانده اين شهر به يكي از سران قبيله‏اي گمنام،با ايجاد بناي معظم قبةالصخره،كه شاهد شكوهمند حضور اسلام در اين شهر مقدس است آغاز گرديد،آنگاه در معرض‏ تحولات شديد جنگهاي صليبي قرار گرفت،و با ويرانگريهاي نيمه نخست قرن هفتم هجری/سيزدهم میلادی ،كه جز بناهاي اطراف معبد و كليساي قيامت،بقيه بيت المقدس‏ را به ويرانه‏اي تبديل كرد،به پايان آمد.

 

 

ششصد سال بعدي بالنسبه بي‏حادثه گذشت.در اين‏ دوره،بيت المقدس بيشتر شهر ايالتي دور افتاده‏اي تلقي‏ مي‏شد كه در معرض تعديات مقامات رسمي و اشراف‏ آزمند،و يا اغلب گرفتار فتنه«فلاحين»يا بدويان آشوبگر بود.با اينهمه،بيت المقدس كه با سياستهاي مذهبي مماليك و عثمانيها،و نيز روح عمومي آن عصر هماهنگي‏ داشت،از شخصيت مذهبي و مقدس خود بهره فراوان‏ برد.بناهاي بسياري كه از عهد مماليك بر جاي مانده وشهر كهنه را زينت بخشيده و نيز بارويي كه سلطان-سليمان برگرد آن كشيده،اين امر را به بيننده امروزي‏مي‏نماياند.

 

تاريخ جديد بيت المقدس با فتح آن به دست‏ ابراهيم پاشا در 1247/1831 آغاز مي‏شود.عثمانيها،كه در 1256/1840 مجددا بر اين شهر تسلط يافتند،نمي‏توانستند اصلاحاتي را كه پسر محمد علي آغاز كرده‏بود،ناديده بگيرند.محدوديتهايي كه براي غير مسلمانها وجود داشت برداشته شد.در داخل و خارج شهر كهنه‏ بناها و مؤسسات مهم مسيحي ايجاد گرديد.شرايط بهترزندگي در اين شهر،گرچه هنوز بسيار سخت بود،تعدادزيادي از افراد مذهبي را به سكونت در بيت المقدس‏ترغيب كرد.در حوالي 1297/1880 يهوديان اكثريت‏ سكنه اين شهر را تشكيل مي‏دادند.بيت المقدس به صورت‏ مركز يك«متصرف»درآمد كه حكمران آن مستقيما در مقابل حكومت استانبول مسؤوليت داشت،و در1338/1920 نيز مركز فلسطين تحت الحمايه‏(1)بود.درآذر 1328 ش/دسامبر 1949،دولت اسرائيل اين شهررا به عنوان پايتخت و مركز حكومت برگزيد،ولي اين اقدام‏در سطح بين‏المللي به رسميت شناخته نشد.خوشبختانه،جنگ 1346 ش/1967 و حوادث متعاقب آن،چهره‏تاريخي شهر كهنه  را تغيير نداد،و حال آنكه شهر جديد از تمامي جهات و جوانب گسترش فراوان يافت.بيت- لمقدس همواره در گذشته خود زندگي خواهد كرد،اما درحال حاضر نبض جامعه‏اي فعال و نيرومند در اين شهرمي‏تپد.

 

مجير الدين العليمي،مورخ برجسته بيت المقدس،كه‏ كتاب "الانس الجليل بتاريخ القدس" و "الخليل" خود را درسال 900 نوشته،بدرستي(در ص 6)گفته است كه بجزدر باب«فضائل»اين شهر،«فتح آن به دست عمر»وقصه‏هايي درباره قبة الصخره و علمايي كه از بيت المقدس‏ ديدن كرده‏اند،پيش از او كمتر مطلب مفيدي درباره‏ تاريخ اين شهر نوشته شده است.

 

وي بخشي از اين كوتاهي را به دليل گسستن سنت اسلامي بر اثر فتوحات‏ مسيحيان مي‏داند(ص 232،262،و غيره)و شاهد مي‏آورد كه ابوالقاسم المكي كه كتابي در اين زمينه‏ تدوين كرده بود،پيش از اتمام آن به دست صليبيون كشته شد(ص 264).البته،علت اصلي فقدان اطلاعات‏ مربوط به بيت المقدس همانا تشخص آن به عنوان شهري‏ مقدس بوده است كه بيش از آنكه خود اهميتي سياسي،اداري يا فرهنگي داشته باشد،با تكيه بر موهوبات وعطايايي كه از خارج نصيب آن مي‏شده روزگار مي‏گذرانيده است.در نتيجه،در ارائه تاريخ آن،بيش از آنكه سعي درپرداختن گزارشي پيوسته باشد،بايد به نكات برجسته آن پرداخت.

 

2.نامهاي بيت المقدس‏.

در صدر اسلام نام كامل اورشليم،«ايلياء مدينة بيت المقدس»،(آيليا،شهر معبد)(3)بود.اما عملا ايلياء،يا به صورت متداولتر،«بيت المقدس»خوانده مي‏شد.

 

ايلياء كه به سه شكل متفاوت تلفظ مي‏شده‏ همان آيلياي‏ رومي است.اما چون اين منشاء براي محققان مسلمان‏ ناشناخته بوده،ايشان آن را به وجوه ديگري،همچون‏«قبة ايليا»(4)(از اصل عبري،چون در قرآن به شكل«الياس»آمده است)،يا«خانه خدا»(مطهر مقدسي نام خداوند را«يه»ذكر كرده است)،حمل كرده‏اند.«بيت المقدس‏ همان«بيت مقديشعا»(«معبد»)آرامي است،و مسلمانان، از جمله در عقد الفريد(1321،ج 3،ص 290،سطر10)،در اين معنا به كار برده‏اند:«در نيايش عزرا آمده‏ است:

 

"خداوندا،از ميان همه سرزمينها ايلياء را برگزيده‏اي،و از ايلياء بيت المقدس را».

اما اين نام‏ بزودي‏ بر شهر اورشليم اطلاق گرديد،و حريم معبد با كلمه‏ «الحرم»كه معادل عربي«بيت المقدس»است مشخص شد.

 

نام متداول اين شهر،يعني«القدس»،كه نزد ابن سعد،بلاذري،طبري،و در اغاني،عقد الفريد و ساير متون و منابع معتبر قرن سوم ناشناخته بوده،نيز جريان مشابهي را پيموده است.مطهر بن طاهر مقدسي،كه خود اهل بيت المقدس بوده،و اثر خويش را در 355 تأليف كرده تنها يك بار(ج 6،ص 91كه شايد بعداتغيير يافته باشد)از اين نام استفاده كرده است،اما ابوعبدالله مقدسي كه كتاب خود"احسن التقاسيم"را درحدود 375 تأليف كرده مكررا«القدس»را بكار برده است.

 

ناصر خسرو مي‏گويد كه«القدس»نزد اهالي محل‏ متداول بوده است.«القدس»همان كلمه آرامي«قدشه»است كه،در اصطلاح«قرته د قدشه»(مثلا در اشعياء نبي،باب چهل و هشتم،آيه 2)از آن معناي«شهر قدس»مستفاد مي‏شده نه«شهر مقدس».

 

اين از ابداعات علماي قرائيم‏ اورشليم در اوايل قرن چهارم/دهم بود كه در نوشته‏هاي‏ خود اين شهر را«بيت المقدس»و حريم معبد را«القدس» خواندند(5).در روايتي از يك حديث متواتر نيز كه در آن‏ كعب الاحبار،يهودي مسلمان شده،مي‏كوشد خليفه عمر را به نماز خواندن به سوي صخره مقدس ترغيب كند،به‏وي مي‏گويد:«در آن صورت تمام«القدس»،يعني:«المسجد الحرام»(!)پيش روي تو خواهد بود».(6)بايد يادآور شد كه در مكتوبات قرن پنجم/يازدهم،يعني زماني‏ كه عبري جانشين آرامي گرديده بود،اورشليم عموما «عير هق-قدش»،به مفهوم«شهر قدس»خوانده مي‏شد.

 

به مصداق اصل«كثرة الاسماء تدل علي شرف المسمي»،در اتحاف الاخصاء(7)هفده نام عربي براي اورشليم ذكرشده است.(8)نامهاي هفده‏گانه شمس الدين سيوطي اسامي‏ قرآني مورد اشاره مفسران مسلمان،نظير«المسجد الاقصي» و يا«َ مُبَوَّأَ صِدْق»(جايگاه صدق)(9)

را شامل نمي‏شود.تعبير«الارض المقدسة»(10)،به معناي‏«سرزمين مقدس»را نيز اشاره به بيت لمقدس‏ دانسته‏اند (11)، كه با اسامي متداول يهودي و مسيحي،كه‏ اغلب نام شهر را بر سراسر اين سرزمين تعميم مي‏دهند، مطابقت دارد.اين تعبير احتمالا بر تبديل تلفظ  «بيت المقدس»به«بيت المقدّس»بي‏تأثير نبوده است.

 

در منابع عربي و حتي شعر كهن عرب،صورتهاي‏ عربي گوناگوني از«شاليم»عبري‏(12) و«اورشليم» آرامي مي‏توان‏ يافت‏.اينكه آيا تعبير«دار السلام»به معناي«جايگاه‏ امن»(14)،كه در مكتوبات جنزه متعلق به قرن پنجم/يازدهم‏ آمده نيز توسط مسلمانان بر اين شهر اطلاق مي‏شده، هنوز مسلم نيست.

 

 

کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف

 

 پینوشت :

(1) palestine

(2).طبري،سلسله 1،ص 2360،سطر 15.

(3).بكري،معجم،1945،ج 1،ص 134،سطر 5،ص 217.

(4).مطهر بن طاهر المقدسي،البدء و التاريخ،چاپ هوار،ج 4،ص‏87،سطر 8

 

(5) (;18,ii,1935 J.Mann,Texts and Studies,Philadelphia.(5))و  (.13 l,21,1946 S.Assaf,Texts and Studies,Jerusalem

(6).سيوطي،اتحاف الاخصا،نسخه خطي كتابخانه دانشگاه عبري اورشليم،

ورق 81 الف،سطر 8.

(7).همان،ورق 9 ب-10 ب.

(8).در 8,1896,Midrash Tehillim,ed.S.Schechter

(9).سوره يونس،آيه 93.

(10).سوره مائده،آيه 21.

(11).اتحاف،ورق 188 ب،سطر 9.

(12).shalem مزامير،باب هفتاد و ششم،آيه 3.

 (13).«سلم»در شعر الاعشي،الكبري،ص 144،سطر 22،ص 812،سطر 17؛«سلم»در اتحاف،ورق 10 الف.

(14) (-corresponding to Heb.I hash,10-108,S.Assaf,Texts.()) و,Gottheil-Worrel,Geniza Fragments from the Freer.26,1926,Gollection,New York)

برگرفته از کتاب بیت المقدس / مرتضی اسعدی/ دایره المعارف اسلامی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 توسط ف مهدوي
درباره وبلاگ

اين وبلاگ قصددارد تا بر اساس مدارك و منابع مستدل نقد منصفانه اي در زمينه صهیونیزم شناسی داشته باشد.اميد است كه از اين طريق با بالا بردن بصيرت خود خدعه هاي شياطين و ديو صفتان را بي اثر نماييم.
يا اباصالح المهدي(عجل الله تعالي فرجه)ادركني