يهود شناسی

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

دوستان من



Powered By
mahdiblog.COM

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

اما همين بني اسرائيل كارشان به جايي رسيد كه‏ خداي متعال لعنت دائمي بر اينها فرستاد.در روايات‏ داريم كه مراد از «مغضوب عليهم» يهود هستند.(1)

 

مقدمه‏

 

«مسأله يهود» در دنياي امروز،خصوصا به شكلي كه در آمريكا و اسراييل جلوه گرشده،مسأله تازه‏اي نيست و سوابق ديرينه‏اي دارد.شكي نيست كه اين مسأله دردوران ما ابعاد بسيار وسيعي يافته و به اشكال بيسابقه و متنوّعي ظاهر شده است،امّا ريشه‏ها و علل بروز آن در تصويري كه قرآن كريم از قوم يهود ارائه مي‏دهد قابل‏ جستجوست.بسياري از خصايص و ويژگيهايي كه قرآن كريم به قوم يهود نسبت‏ مي‏دهد در جهان امروز به صورت مكاتب گوناگون فكري،فلسفي،سياسي و اقتصادي در آمده و در قالب نظامهاي حكومتي و نهادها و سازمانهاي ملّي و بين المللي استقرار يافته است.شرايع الهي و تعاليم انبياء عليهم السلام در دوران‏ كنوني يا مسخ و تحريف شده و يا بكلّي نفي و تكذيب گرديده است و دنيا پرستي و ماديگرايي،در اشكال مختلف سيانتيسم،كاپيتاليسم،سوسياليسم،اومانيسم، ليبراليسم وهزاران ايسم ديگر،جايگزين آن شده است.نظام فاسد سرمايه‏داري با استفاده از مؤسسات بانكي و تراستهاي عظيم بين المللي،كنترل شريانهاي‏ اقتصادي و به تبع آن نظامهاي سياسي و حكومتي را در كشورهاي مختلف به‏دست گرفته و جهان را به سوي مقاصد استكباري خود سوق مي‏دهد.جنگ و صلح،شكوفايي اقتصادي و صنعتي،فقر و قحطي و عقب ماندگي،تحولات سياسي و اجتماعي و جريانهاي فرهنگي و هنري،رسانه‏هاي ارتباطي و خبري و افكارعمومي...همه و همه به شكلي با اين شبكه جهاني مرتبط بوده و از آن تأثير مي‏پذيرد.

 

اسلام،يگانه حقيقت زنده و پوياي جهان،آماج كينه‏ها و خصومتها قرار گرفته و روزي نيست كه خون پاك مسلمانان به تيغ دشمنان دين خدا،بر خاك‏ جاري نشود.از پس سيماي كنوني جهان،خطوط اصلي چهره يهود را آن گونه كه‏ قرآن كريم ترسيم نموده مي‏توان ديد،حتّي اگر نقاب حقوق بشر و نظم نوين‏ جهاني را بر چهره داشته باشد.(2)

 

شايد براي عده‏اي شگفت باشد كه در قرآن به آداب و اوصاف و اعمال به طور خلاصه‏  سرگذشته «يهود» يا«بني اسرائيل»به نسبت بيش از ديگر اقوام و امتها اشاره شده است.(3)

 

راستي!چرا خداوند متعال در قرآن كريم براي هدايت و عبرت خلق،بيش از همه اقوام و امتها ، به اوصاف و شيوه‏هاي رفتاري يهود اشاره فرموده و از آنها مثال آورده است؟

 

اوصاف و شيوه‏هاي رفتاري يهود چگونه بود كه اين همه درباره آن تذكر داده شده است؟

 

مهمتر از همه علت و منشاء اصلي و باطني اوصاف و اعمال بني اسرائيل چيست و چه بوده است؟

 

 

مرحوم علامه طباطبايي درباره علت كثرت اشاره به يهود و بني اسرائيل در قرآن،نوشته است:

بني اسرائيل از تمام امتها لجوج‏تر و كينه‏توزتر بودند و در برابر حق،سركشي‏ بيشتري داشتند؛ چنانكه كفار عرب كه پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله مبتلا به آنها بود،نيز چنين اوصافي را دارا بودند.(4)

 

خصايص و ويژگيهاي قوم يهود-آنچنان كه قرآن اشاره كرد-در رديف بدترين و زشت‏ترين‏ رفتار و صفاتي است كه ممكن است انسان يا قومي در زندگي دنيايي خويش داشته باشد.ابراز علاقه و گرايش به بت پرستي،به عنوان ويژگي بارز يهود در قرآن بيان شده است.

 

به موسي گفتند:اي موسي،معبودي مانند معبودهاي اينان(اين بت پرستان)براي‏ درست كن.(5)

 

عصيان و سرپيچي در مقابل پيامبران و دستورات الهي،رفتار بسيار ناپسند و مذمومي است‏ كه به عتقاد مفسرين و دانشمندان معارف ديني مختص قوم يهود است.داستان‏ «گاو بني اسرائيل»(6)

 

در قرآن نمونه بسيار روشن و آشكاري است كه اين گفته را تأييد مي‏كند.

نكته حائز اهميت و بسيار حيرت انگيز در اين آيات،نه فقط قصه گاو بني اسرائيل و معجزه‏ الهي بني بر زنده كردن مقتول و مشخص كردن قاتل يهودي و نيز سركشي و لجبازي و ناسازگاري‏ بني اسرائيل در مقابل عوامل الهي،بلكه بيش از همه سختسري و سنگدلي و قصاوت قلبي يهود است كه در قرآن با صريح‏ترين بيان و عبارت در آيه 74 سوره بقره آمده است:

پس‏[از ديدن اين معجزه بزرگ نيز]سخت دل شديد كه دلهايتان چون سنگ‏ بلكه سخت تر از آن  شد. زيرا بسا سنگهايي است كه مي‏شكافد و نهرهايي از آن‏ جاري مي‏شود و بعضي سنگها مي‏شكافد و آب از آن بيرون مي‏ريزد و بعضي از آنها از ترس خدا فرو مي‏ريزد و خدا از آنچه انجام مي‏دهيد غافل نيست.

 

 

مرحوم علامه طباطبايي در تفسير اين آيه شريفه نوشته‏اند:

«قسوة»به معني سختي دل است.«او»در اينجا به معني«بل»مي‏باشد يعني دلهاي‏ شما سخت شد مانند سنگ بلكه سخت‏تر؛و اينكه گفتيم«او در اينجا به معني‏ «بل»است از اين نظر است كه جز اين معني منطبق بر مورد آيه نيست.زيرا خداوند مقايسه‏اي ميان دل آنها و سنگ كرده،و فرمود: سنگ با آن همه‏ سختي كه ضرب المثل است بعضا مي‏شكافد و آب با آن همه نرمي كه در جهت‏ نرمي ضرب المثل است،از آن بيرون مي‏ريزد،ولي دلهاي آنها آنقدر سخت است‏ كه حالتي مناسب با حق و مطلب حقي در خور كمال واقعي از آن حاصل‏ نمي‏گردد؛(7)

 

تكذيب رسالت انبياء و حتي كشتن پيغمبران الهي از ديگر افعال و ويژگيهاي مذموم يهود است كه در آيات متعددي به آنها اشاره شده است.

 

مرحوم علامه طباطبايي در اين باره نوشته‏اند:

كشتن انبياء كه كشتن بغير حق است و كشتن كساني كه دعوت به عدالت و نهي از ظلم و ستم نمودند،تمام اينها خود عادت جاريه و سيره مستمره اهل كتاب بوده‏ است؛چنانچه تاريخ يهود شاهد روشني بر اين مطلب مي‏باشد.آنان افراد زياد و عده بسياري از انبياء خود را كشتند و مردان نيكو كاري را كه امر به معروف و نهي‏ از منكر مي‏كردند بقتل رسانيدند.(8)

 

دنياگرايي و دلبستگي مفرط و شديد به دنيا و مطامع دنيوي و عدم اعتقاد و توجه به سراي‏

آخرت و روز قيامت،ديگر ويژگي اختصاصي و لاينفك«يهود»شمرده شده است؛بطوري كه در

اين زمينه نوشته‏اند:يهود به جهان پس از مرگ معتقد نيست و پاداش و كيفر را منحصر به زندگي‏

دنيا مي‏داند.

 

بر اساس همين عقيده،يهود ثروت و لذائذ جسمي را هدف اساسي در زندگي خود مي‏داند و براي‏

جمع‏آوري ثروت مي‏كوشد.(9)

 

البته يهوديان نه تنها موضوع دنيا پرستي و عدم توجه به آخرت را به عنوان اتهام نسبت به‏ خويش قلمداد كرده،بلكه مدعي شده‏اند كه سراي آخرت مختص آنهاست.لذا خداوند متعال در پاسخ به آنها در قرآن كريم فرموده است:

بگو اگر سراي آخرت نزد خدا مخصوص شماست نه ساير مردم،اگر راستگو هستيد،پس تقاضاي مرگ كنيد.و هرگز آرزوي مرگ نخواهند كرد،زيرا بخاطر كردار بد،عذاب سختي براي‏ خود مهيا كرده‏اند و خداوند بر همه ستمكاران آگاه است.(10)

 

در قرآن كريم همچنين در اين باره آمده است:

يهوديان را از همه مردم،حتي مشركان‏[كه ايمان به قيامت ندارند]حريص‏تر بر زندگي مادي مي‏يابي، هر يك از آنها دوست دارند هزار سال عمر كنند،در حالي كه طول‏ عمر نمي‏تواند آنان را از عذاب دور سازد و خدا نسبت به آنچه مي‏كنند بيناست.(11)

 

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه نوشته است:

دليل روشن بر اين مطلب اين است كه آنها[بني اسرائيل‏]را از همه مردم‏ حريص‏تر بر زندگي دنيا مي‏بيني،با اينكه يگانه حاجب و مانع از توجه به آخرت‏ همين حرص بر دنيا و دلبستگي آن است‏[...] يعني آنها را از مشركين هم‏ حريص‏تر به دنيا مي‏يابي...آنها هرگز تمناي مرگ نخواهند كرد و سوگند ياد مي‏كنم كه آنها را از تمام مردم حريص‏تر بر اين زندگي پست و دوركننده از آن‏ زندگي پاك و پاكيزه عالم آخرت مي‏يابي؛بلكه مي‏بيني از مشركين هم كه عقيده به‏ قيامت ندارند حريص‏ترند؛ به طوري كه هر كدام دوست مي‏دارند طولاني‏ترين عمر را داشته باشند،با اينكه چنين عمري نمي‏تواند آنها را از عذاب دور سازد؛چه‏ اينكه عمر هر چه باشد بالاخره محدود است و پايان خواهد پذيرفت.(12)

 

در ارتباط با دنياگرايي افراطي يهود،همچنين در تفسير شريف الميزان در شرح آيات 211 و

212 سوره بقره آمده است:

مي‏گويد:هان!اين قوم بني اسرائيل در جلو چشم شمايند؛اينان همان مردمي‏ هستند كه خدا به ايشان كتاب و آئين و پيامبري و سلطنت عطا فرمود و از ارزاق‏ خوب و پاكيزه به آنها روزي داد و بر عالميان برتري بخشيد.از ايشان بپرس كه‏ خدا چه آيات روشني به ايشان داد؟و در كارشان دقت كن كه آغازش از كجا بود و به كجا انجاميد؟كلمات را تحريف كردند و از جاي خودش تغيير دادند و در قبال‏ خدا و كتابش،اموري را از پيش خود وضع كردند و با اينكه وظايفشان را مي‏دانستند از حدود خودشان تجاوز نمودند،خدا هم به سخت‏ترين عقوبتها گرفتارشان كرد.جمعيتشان پراكنده شد؛ آقايي‏ شان زوال پذيرفت،خوشبختي و سعادتشان به باد فنا رفت؛در دنيا به خواري و گدايي افتادند و رسوايي عذاب ‏آخرتشان بسي بالاتر است.(13)

 

امروز نيز يهوديان،دنياگرايي و مطامع دنيوي خود را تحت پوشش به اصطلاح دين‏ (آئين يهود) تفسير، توجيه و تبليغ مي‏كنند،در حالي كه به اعتقاد عالمان و مفسران علوم قرآني، يهود نه تنها به ماوراء الطبيعه و ماوراء حس و اصول وحي و معاد بي‏اعتقاد است،بلكه علت اساسي ومنشاء ضلالت و انحراف «يهود» ، «ماده پرستي» و «حس گرايي» بوده است.

 

مرحوم علامه طباطبايي در اين باره نوشته است:

بني اسرائيل معتقد به اصالت مادّه بودند.احكام مادّه را در مورد خدا نيز اجرا مي‏كردند و گمان مي‏كردند كه خداوند نيز يك موجود مادّي است؛منتها با اين‏ تفاوت كه او يك موجود قوي است كه بر مادّه حكومت مي‏كند،عينا مانند علل‏ مادّي كه بر معلولات مادّي حكومت دارند.(14)

 

چنانچه در داستانهايي كه از بني اسرائيل در قرآن نقل شده دقت كنيم و اسرار اخلاقي آنها را كه در آنها منعكس شده است مورد بررسي قرار دهيم، خواهيم ديد كه آنها مردمي غرق در مادّيات و دلباخته لذائذ حسي اين زندگي‏ صوري بوده‏اند،لذا در مقابل حقايق ماوراء حس خضوع نمي‏كردند و جز در برابر لذات و كمالات مادّي تسليم نمي‏شدند،امروز هم عينا همان طورند؛همين‏ روحيه است كه عقل و اراده آنها را تحت انقياد حس و مادّه قرار داده،بطوري كه‏ جز آنچه اين دو اجازه مي‏دهند درك نمي‏كنند و اراده نمي‏نمايند.(15)

 

با توجه به آنچه ذكر شد،اين نتيجه به دست مي‏آيد كه:اعتقاد به«اصالت ماده و حس»و تسليم و انقياد عقلي،فكري و اخلاقي در برابر اين دو و بالعكس عدم اعتقاد و باور قلبي نسبت به‏ حقايق ماوراء الطبيعه و ماوراء حس،«عصاره اصول و فروع يهود است»؛كه برخي آن را«سيره و سنت يهودي» نامگذاري كرده‏اند.

بنابر اين اگر بتوان اين موارد و مجموعه را به عنوان«فرهنگ يهود»يا«فرهنگ بني اسرائيلي»

خلاصه و تعريف نمود؛آنگاه ناگزير بايد ناظر و شاهد تشييع تابوت فرهنگ و تمدن حاكم بر سرزمين غرب بود.زيرا آنچه امروز به عنوان معيار،ارزش،اخلاق،فرهنگ و...بر جوامع غربي‏ حكمراني مي‏كند، دقيقا منطبق با «سنت و سيره» مذكور،يعني «فرهنگ يهودي-اسرائيلي» است.امروز عواطف، احساسات و افكار عمومي در غرب تحت سيطره اين فرهنگ است.تذكر اين‏ موضوع اگر چه بسيار تلخ و ناگوار مي‏نمايد،اما واقعيتي است كه نمود عيني پيدا كرده و بر عرصه‏ جهاني سايه شوم خود را گسترده است و خطر آن،جغرافياي فرهنگ و اجتماع در جهان را تهديد مي‏كند.

 

البته اين مهم از نظر و ديد دانشمندان و محققان بزرگ نيز پنهان نمانده،به طوري كه برخي‏ نسبت به خطر فزاينده آن نيز هشدار داده‏اند.

 

مرحوم علامه طباطبايي در اين زمينه نوشته است:

بدبختانه امروز نيز حق و حقيقت بر اثر نفوذ تمدن مادي غرب به چنين بلايي‏ مبتلا شده؛زيرا شالوده تمدن مادي امروز غرب نيز بر دو اصل«حس»و«ماده» گذارده شده است.لذا از طرفي دلائل مربوط به ماوراء حس را نمي‏پذيرد و از طرف ديگر هيچ گونه دليلي در موضوعاتي كه متضمن لذت مادي حسي است‏ مطالبه نمي‏كند.اين موضوع،خط بطلان بر غرائز انسانيت و احكام آن كشيده و معارف عاليه و اخلاق فاضله را از ميان برده و انسانيت را به نيستي تهديد كرده و اجتماع بشري را در معرض شديدترين مفاسد قرار داده است و چندي نخواهدگذشت كه آثار شوم آن همه جا را فرا خواهد گرفت.(16)

 

 

کاری از گروه تحقیقات جنبش مصاف

پینوشت :

(1)-از بيانات حضرت آيت اللّه خامنه‏اي؛روزنامه جمهوري اسلامي،شماره 4525.

(2)-آويني،سيد محمد؛از مقدمه ترجمه كتاب«يهود بين الملل».

(3)-به طوريكه نوشته‏اند:در قرآن كريم:420 آيه درباره حضرت موسي و 480 آيه درباره انبياء بني اسرائيل و برخورد

و رفتار اين قوم با پيامبران خود آمده است و 157 آيه و به قولي ديگر 153 آيه اشاره مستقيم به يهود دارد[رجوع‏

شود به:شمس الدين رحماني؛جنايت جهاني؛به نقل از مرآت الآيات يا راهنماي مطالب قرآن:سيد ابو الفضل برقعي.

و همچنين به:دكتر محمد باقر محقق؛نمونه بيّنات در شأن نزول آيات؛صص 1013-1011.]

همچنين«نام حضرت موسي بيش از ديگر انبياء الهي در 166 جاي قرآن ذكر شده كه در 36 سوره قرآن به گوشه‏هايي‏

از داستانهاي آن حضرت به طور اجمال يا تفصيل اشاره شده است.»

[رجوع شود به:علامه سيّد محمّد حسين طباطبايي؛الميزان،ج 16؛ترجمه سيّد محمد باقر موسوي همداني؛ناشر:

بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي با همكاري مركز نشر فرهنگي رجاء؛چاپ دوم:تابستان 66؛ص 61]

(4)-الميزان،ج 1؛صص 280-279.

(5)-قرآن كريم،سوره اعراف؛آيه 138.

(6)-به آيات 67 تا 72 سوره بقره مراجعه شود.

(7)-الميزان،ج 1؛ص 270.

(8)-الميزان،ج 3؛ص 234.

(9)-عفيف عبد الفتاح طباره؛چهره يهود در قرآن؛ص 84.

(10)-قرآن كريم،سوره بقره؛آيات 94 و 95.

(11)-قرآن كريم،سوره بقره؛آيه 96.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 توسط ف مهدوي
درباره وبلاگ

اين وبلاگ قصددارد تا بر اساس مدارك و منابع مستدل نقد منصفانه اي در زمينه صهیونیزم شناسی داشته باشد.اميد است كه از اين طريق با بالا بردن بصيرت خود خدعه هاي شياطين و ديو صفتان را بي اثر نماييم.
يا اباصالح المهدي(عجل الله تعالي فرجه)ادركني